تبليغاتX
B.O.S II
شاید دیگه وقتی واست ندارن

تا چشماتو رو هم میگذاری هزارو یک اتفاق میافته، جدا شدن از خونوادت میتونه یه درد باشه، فرصتهایی که بودن و قدرشو ندونستی، بگذریم، همه ی ما گاهی وقتها دلمون میگیره وو دوست داریم سرمونو بگذاریم رو شونه ی کسی که دوستش داریم و باهاش درد دل کنیم، کسایی که تا دلشون میگرفت سرشونو روی شونه هات میگذاشتن، اونایی که به محض اینکه بهت احتیاج داشته باشن میان طرفت اما... وقتی دلت میگیره، توقع نداری که برات مثه تو که سنگ صبورشون بودی، سنگ صبور شن، تو هیچوقت نمیخوای که دله اونایی رو که دوستشون داری با گفتن غصه هات به درد بیاری، اونا نمیفهمنت چون هیچوقت هیچی نمیگی، تو به نظر خودت ساده ای، به نظر اونا عجیب، تو حاضری اینقدر به حرفاشون گوش بدی و نوازششون کنی تا دل پر دردشون آروم بگیره، اما اونا... شاید دیگه وقتی واست ندارن.

2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:52  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin