من ازون روزی که رفتی یه روزه خوشم ندیدم من ازون باغ نگاهت یه گلم انگار نچیدم
من مثه آخر پاییز منتظر واسه یه برگم من مثه نگاه خاموش مثه قصه واسه دردم
من ازون حسی که داشتی دیگه یادیم ندارم عکستو بجای قلبم روی غصه هام میزارم
من ازون چشمای عاشق لحظه ای خیری ندیدم طعمه زهرو از لب تو جای شهد عشق چشیدم
من مثه باله شکستم بی امیده یه پریدن مثه یه ناشنوایی منتظر واسه شنیدن
من مثه شعله ی خاموش مثه پایانه غرورم مثه تشنه ای که حالا از سرابم خیلی دورم
2
نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 17:32  توسط B.O.S II
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
اینجا مکانی هست واسه نوشتن نوشته هایی از دل، گلایه هایی از عشق، و دانلود موسیقی و مطالبی که تا حدودی آموزشی و سرگرمی باشه، که ازین طریق تجربیات و آموزش هایی رو می تونم به دوستان منتقل کنم.