یه ماهی گلی
توی جوب آب
گیر کرده بین شاخه ها
میخواد که فریاد بزنه
در نمیاد ازش صدا
بیچاره گریه میکنه
راه فراری نداره
منتظره موجای ریز
واسش رهایی بیاره
ماهی امید داره
به یک چوبک خشک
که با موجا اونو آزاد بکنه
ماهی امید داره به باد
اگه شده
باعث بشه که شاخه ها
دوباره جا به جا بشن
ماهی امید داره
که پایینتره جوب
سپیدتره
ماهی امید داره
اگه رها بشه
میتونه خوشی رو تو
پایین جوب پیدا کنه
اما افسوس نمیدونه
همه جا همینه وو
پایینو بالای جوب فرقی نداره