دو نفر با پست قبلی برچسب خودخواهو به من زدن! مام برش داشتیم چون سوء تفاوت شده بود! اصولاً این وصله ها به من نمیچسبه! البته آدم تا یه حدودی خودخواه باشه خیلی خوبه. الانم یه چیزی میگم بازم میگن خودخواهی. میدونید اینجانب توی زندگیم یه جمله دارم و اونم اینه: حقیقت اون چیزی نیست که تو بخوای، حقیقت اون چیزیه که برات پیش میاد! و من همیشه این حققتو باور دارم، که کی هستم، چی هستم و کجا هستم، چیا دارم، چیو از دست دادم، چیو ندادم. رو همین حساب به دست آوردن یک چیز آنچنان خوشحالم نمیکنه، از دست دادنشم آنچنان ناراحتم نمیکه، حالا از دوست دختر گرفته یا یه شانس بزرگ کاری! حقیقت برام قشنگه چون باورش دارم و بهش عادت کردم، این طوریه که زندگیم از خیلیایی که دور و برمن از اکثر جهات آروم تر راحت تر و خیلی بهتره، آیا این میشه خودخواهی و تعریف از خود! برای مثال: من مثه آدمایی نیستم که با کوچکترین تلنگر عشقی افسردگی بگیرم، و با به دست آوردن یه موقعیت جدید از جای خودم در برم، (الان از بس نوشتم من یه روانشناس میاد نوشته هامو میخونه میگه طرف عقده ی خود بزرگ بینی داره!) اینا رو که نمیشه اسمشو تعریف گذاشت، اینا یه استایله، یه سبک که من بعد از خیلی از نا ملایمتیها بهش رسیدم، حالا در مورد ترانه سرایی من، بعضی از ترانه هامو رو یه میوزیک ویدئو که تو ذهنم میسازم به صورت خود آگاه شکل میدم، مثه ترانه ی کادو، بعضیها رو روی ملودی میگم، مثه همین نگذر از من، که برای خواننده ی معمولی بدون وزن به نظر میاد، اما اکثر ترانه هام خودشون میان (شبا وقتی میخوام بخوابم! به همین خاطر همیشه یه دفتر کنارمه!) و مینویسمش، صبح مرورش میکنم، اونوقت معلوم میشه به نظرم خوبه یا بد، من توی فصل تابستون من حتی یک ترانم نتونستم بنویسم! البته یکی دوتا فکر کنم نوشتم اما به نظرم خیلی مسخره اومدن! اما فصل جیگر پاییز که 17 مهرش خودم به دنیا اومدم، میشه فصل ترانه های داغ من، شاید شما فکر کنید، مثلاً من خیلی وقت رو گفتن یه ترانه میذارم! اما اصلاً اینطور نیست وقتی به صورت ناخودآگاه بیاد، عین جت کل بیتا رو یه ورق کاغذ مینویسم، خیلی پیش میاد تو کمتر از 10 دقیقه 5 تا 6 ترانه رو بگم، یا تو طول یکشب 6 ترانه رو بنویسم، خودم از گفتن ترانه لذت میبرم البته به شرطی که اگه روی یه ملودی بگمش، صبح که از خواب پا میشم، اون شیوه ی خوندن یا اون ملودی از سرم نپره (کاشکی نت نویسی بلد بودم!) من کلهم با ترانه گفتن حال میکنم، من خیلی احساساتی، شوخ، با محبت، و مغرورم! و از گفتن عیبام نمیترسم!