تبليغاتX
B.O.S II
کرمانشاه، من، برف، باشگاه با معرفی قندیلها و پسر عموم! (همراه با عکس)

اپیزود اول: حدود 13 سال میشد که توی شهرمون کرمانشاه همچین برفیو ندیده بودم که با این شدت بیاد و روی زمینم یکروز بمونه و آب نشه! (عکسها رو با توضیح می بینید) هوا اصلاً سرد نیست 4 روز پیش حدوداً که برف خیلی کم اومده بود، شدت و سردیه بادی که میومد آدم رو میکشت، اما در مقایسه با اون 4 یا 5 روز پیش هوا اونقدرها هم سرد نیست! یا من سردم نمیشه! (یه کاپشن، یه پیرهن، یه ژیله و یه شال! همین!) وقتی اخبار این شهرها رو نشون میداد که برف میاد و اینجا نمیاد غصه میخوردم! که خدایا ما خیلی گناهکاریم! برف ما چی شد پس! 5 شنبه اینو گفتم، جمعه بد برفی اومد!، یادمه وقتی 10 سالم بود، اون صدای قشنگ له شدن برف وقتیکه پاتو روش میزاری، خیلی به ذوقم میاورد، امروز بعد از 13 سال اون حس دوباره تو من زنده شد! کرمانشاه برف میومد اما کم و سریع هم آب میشد! خیلی ذوق کردم خدایی با اینکه با جفت پا رفتم تو آبی که خیال میکردم یخه بعد دیدم نه برف آبشده روش بوده پاتک خورم! اینقدر حال کردم که عینهو عقده ایا، تو مسیر باشگاه چند تا عکس گرفتم، عکسا اولیش مال جمعست بقیه مال شنبست.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 2:34  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin