
شخصاً تراک ۲ ۳ ۴ ۵ و 12 رو دوست دارم و بیشتر 4 ۵ و 12
کلید واژه ها: دانلود آلبوم جدید بنیامین 88، آلبوم جدید بنیامین، دانلود، بنیامین بهادری، در سه فرمت
Keywords: Benyamin Bahadori new album download, 88, In three formats
دوست دارم بدونم شمایی که
این مطلب رو میخونی نظرت در مورد عشق و ازدواج چیه؟ من اولش
خودمو میگم، من متولد
مهرم و ذاتاً احساساتی، میگن مهریها کوچکترین مسئله رو مثلاً یه دوستی ساده با یه
دخترو اسمشو میگذارن عشق! خوب من یکی اینطوری بودم اما سالهاست که همون منطق معروف
مهریها برام حکم رانی میکنه یعنی اگه منطقی واسه کاری حتی عشق پیدا نکنم دلیلی
نمیبینم حتی به کسی بگم دوست دارم چه برسه به عاشقی! البته من دوستامو همین الانم
شدیداً دوست دارم اما عاشق کسی نیستم، کلاً من بعد از دوستیهای زیاد، رابطه های
زیاد، دیدن خصوصیات مختلف دخترا، سر درگمی و گیجی و هزارو یک درگیری و خوشی و لذت
به این نتیجه رسیدم که عشق وجود نداره! یا حداقل دلیلی نداره با یکی رابطه داشته
باشی و عاشقش باشی! عشق یه چیزه خیلی عمیقه و به نظرم حیفه این کلمه رو حروم کرد،
تو هر رابطه ای به نظر من باید به همون اندازه که میدی بگیری، چون اگه رابطه یک
طرفه باشه خیلی احمقانست! کلاً من اگه از رابطه م راضی نباشم با 1001 ترفند بهمش
میزنم، من ارزش خودم رو بیشتر از طرف مقابلم میدونم این شاید به نظر شما یه مشکل
باشه، اما حاضر نیستم خودمو درگیر کنم و آزار بدم به خاطر یکی دیگه، چون هیچوقت یه
دلیل منطقی واسه اینکار پیدا نکردم واسه این من اگه رابطم با یکی بهم خورده هیچوقت
پیشقدم نشدم بجز چند بار که حس کردم من مقصر بودم، چون به نظرم هیچ دختری ارزشش رو
نداره که ذهن آدم رو درگیر کنه، تو اگه مرد باشی دخترا میان طرفت نه اینکه تو بری
طرفشون این قانون منه. فقط یکی تو کل دنیا هست که آدم میتونه عاشقش باشه و باهاش
عشقبازی کنه و به یه حد بی نهایت از عشقش برسه و روز به روز این عشقو رشد بده و
اون به خاطر این عشق هر روز بیشتر از دیروز بهش بده و آدم میتونه حسش کنه، عشقشو،
بودنشو، حضورشو، اون همه جا هست. اما در مورد ازدواج...
این مطلب قسمتی از یکی از مطالب جدیه منه اگه یجورایی حس
میکنین قسمتی از یه مطلبه
درست حدس زدین!
از من به شما نصیحت من دوستای زیادی داشتم که با دوستاشون ازدواج کردن، اما حتی یک مورد هم نیست که از زندگیشون احساس رضایت کنن، نمونه: دوتاشون که دختر بودن یکی عقد کردی و دیگری نامزد، که دوباره ارتباطشون رو با من شروع کردن، خوب من کاری کردم که مثه انسان رفتار کنن و بفهمن که الان دیگه ماله کسی دیگن و این نوع رفتار خیلی کثیفه، اینم بدونین که یه پسر عمراً با دوست دخترش ازدواج کنه اگه ازدواج کنه با یه عدم تمایل اینکارو میکنه، برای اکثریت پسرا وقتی که با یه دختر رابطه داشتن اون دختر تموم شده، و برای لذت بیشتر رابطه رو ادامه میدن، مگه دیگه مغزشون کار نکنه که اون دختر رو بگیرن! که اگه بگیرن بعد از ازدواج یا به هرزگیشون ادامه میدن، یا کارو به طلاق میکشونن که دوستای زیادی اینطور داشتم و دارم. در کل تو کل دنیا بیچاره تر از یه دختر ساده که به دام همچین پسرایی میافته وجود نداره، من برام سواله 1. خریت همچین دخترایی از کجا میاد؟ 2. آیا نباید گفت خاک تو سر خانوادش برای تربیتش که خیلی چیزا رو بهش نگفته؟ 3. آی کسایی که یه دختر چشمو گوش بسته دارین اون دخترو نفرستید به یه شهر بزرگ یا مهاجریت نکنین به یه شهر بزرگ! من از دهن یکی از همین دخترایی که تازه اومده بود یه شهر بزرگ شنیدم که میگفت باید دوست پسر داشته باشی ببینی چطوریه اونم با 22 سال سن! سرنوشت این دختر چیه؟ یه شماره میگیره، عاشق میشه چون تجربه نداره، خیلی خوشبینانه ماهه دوم باره اول میره خونه ی پسره، اتفاقی نمیافته! حتی ممکنه تا بار دهم هم اتفاقی نیافته، اما سادگی به اضافه اسارت در هوس اون پسر = با یک عمر پشیمونی و سرکوفت و طعنه و نفرت از تمومی پسرها و نفرت از عشق! و یک سرگذشتی که ممکنه هر خواستگاری رو بپرونه البته اگه مخفیش کنه دیگه بدتر، من آخر قصه رو خیلی خوشبینانه گفتم، یه عده از دخترا که ازین کارا لذت میبرن اونا بحثشون جداست من روی حرفام با اونا نیست، من این حرفا رو واسه دخترای ساده ای میگم که همه ی دنیا رو خوبو گل و بلبل و رمانتیک میبینن و همه چیو عاشقانه میدونن، دنیا خیلی خیلی کثیف تر از اون چیزیه که شما فکر میکنید، شما نمیدونین کجا دارین زندگی میکنین؟ اینجا ایرانه یه جامعه ی شدیداً سنتی، اتفاق یک بار میافته.
تو آخرین ستاره ای
تو کهکشون قلب من
تورو خدا باهام بمون
حرفه جدایی رو نزن
نزار که بی تو خم بشه
قامته بی گناهه من
بازم بگو دوسم داری
حرفه جدایی رو نزن
تویی همون یه منظره
منو به رویا میبری
نازه تورو میکشمو
نازه چشامو میخری...