تقدیم به اونیکه دوسش دارمو خودش میدونه!
اونیکه توی قلبمه
دوسش دارم یه عالمه
هر چی بگم دوسش دارم
باز میدونم خیلی کمه
اونیکه توی قلبمه
خنده ی اون یه مرهمه
وقتی که گریه میکنه
دلم یه دنیا ماتمه
اونیکه توی قلبمه
وقتی میگه دوسم داره
دلم واسش پر میگیره
تنها امیده قلبمه
چشمهایم را می بندم، خواب می بینم، خواب یك رویا. یك روز
برخاستم و دیدم پر از در های باز شده ام، پر از قفسهای شكسته، پر از حصارهای ویران
شده، نوری در من بود. شاید امید بود. چیزی غیر عادی داشت اتفاق می افتاد. پنجره ها
باز بودند و قفلها شكسته. هوا پر از موسیقی و عشق بود و آرامش همه جا پرسه می زد. كسی
در زد. كسی از پشت در آواز می خواند. در را باز كردم، خوشبختی بود. پر از یاس سفید
با آوازی بر لب.
گفت: "مهمان نمی خواهی؟" و وارد شد.
روی صندلی گهواره ای مادر بزرگ نشست و گفت: "چه خوابی می دیدی؟"
گفتم: "یك دنیای غریبه و یك دنیا غریبه. جایی كه كسی مرا نشناسد و من هم كسی را نشناسم."
گفت: "اگر به یك دنیای غریبه بروی، میان یك دنیا غریبه چه می كنی؟"
گفتم: "وقتی همه غریبه باشند، دیگر لازم نیست بین آنها باشم. در را به روی خودم می بندم. صدای موسیقی را بلند می كنم، شعر می خوانم، كتاب می خوانم، نقاشی می كنم، آواز می خوانم، از غريبگی ام لذت می برم و دیگر نمی ترسم كه دیوانه ام بخوانند."
چند شاخه از یاس های سفیدش را به من داد و گفت: "غریبه ها هم یك روز آشنا می شوند. اگر می خواهی همیشه غریبه بمانی، اینجا نمان. این دنیا، دنیای غریبگی ها نیست. دنیای آشنایی هاست."
و رفت........
Babate pingilish neveshtam oz mikham, zabane farsim kharab shode. in taraneye dj mixi az man hast ba seda sher va tnzime khodam be name Bahareh ke albate kholasast, download konid
nazar yadetoon nare