تبليغاتX
B.O.S II
ثالاد فسل – Season Salad

 هقیغط رو باید باور کرد، چه میخواد مرگ باشه، چه رفطن دوصت دخترط.

 

ذندگی مسه آلبوم شادمحر میمونه، هم طوش طراک شاد داره، هم قمگین.

 

وغطی آشغ شدی به انداذه ی کافی خاکو گل کن بگیر ثرط.

 

بعزی وغطا باید طرمز کرد و الی طو دره میافطی.

 

اگه اهصاس میکنی هیچوقط به نسیحط اهتیاج نداری، صرتو بظار بمیر.

 

ثالاده این حفته به صر رسید، کلاقه رو خفه کردم به خونش نرصید.

 

 

این سبک خاص این وبلاگ است.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 15:46  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عشقه من تویی

خدای قلبه من بودی

عشق نگاهه من بودی

گذاشتی منو رفتی

حالا چه تنهام

لحظه هام پره از غمها

پره این دردامو

پره یاده تو

 

 

عشقه من تویی

دیونت منم

 

میخوام که بغضه

دلو بشکنم

 

آره...

 

بگم از چشمات

از تو بخونم

 

با یاده چشمات

عاشق بمونم

 

جونم

 

باز منو اون نگاهت، که منو عاشقم کردش

باز منو دله بی رحم، که منو گذاشتو رفتش

باز منو چشمای خیسم، منو اشکایی که میریزم

نمیخواستم تو اون چشمات، دونه ی نفرتو بریزم

 

این آخرین ترانه ی عاشقانه ی من هستش، که در این وبلاگ چاپ میشه البته فعلاً، مُردم از بس پیام عاشق کی هستی، عاشقی؟، کیو دوست داری و تو این مایه ها دریافت کردم! یکی نیست بگه گیریم که عاشقم به شما چه ربطی داره، ترانه ها قشنگه بخون، نیست بگو جمش کن! چرا سعی دارین تو زندگیه خصوصی دیگران دخالت کنید! من تو مایه های دیگه زیاد ترانه نوشتم، اما ازین سبک لذت میبرم، شعر خیانت چند وقت پیش تو این وبلاگ چاپ شد، خیانت شاعر به عشقش! خوشم نیومد برش داشتم، کلاً شیطونه میگه شعرای شیشو هشتمو بزارم تا دیگه نگین طرف عاشقه! بزنم تو خطه بسه بسه بسه، دیگه نوبته رقصه! آره تو این مایه هام میگم، اما با عاشقانه حال میکنم، بابا دوست دارم زوره! بگذریم. اما این ترانه اینجا خیلی طولانیه، با وجود اینکه نصفشو سانسور کردم! اگه دوست داشتین بقیشو در ادامه بخونید.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 23:59  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تنها دختریکه جونمو واسش میدم

من بچه ی بزرگ خونوادم و دو خواهر کوچیکتر از خودم دارم که یکی 11 سال از من کوچیکتره به اسم مهنا و اونیکی که دنیای منه اسمش مهساست و سه سال از من کوچیکتره، ما از بچگی با هم بزرگ شدیم. من پسری رو ندیدم که خواهرشو قد جونش دوست داشته باشه، وقتی یاد اونروزایی میافتم که دست همو میگرفتیم با هم میرفتیم مدرسه وو میومدیم... یه دیوار مدرسه ی منو اونو از هم جا میکرد، این دیوار یه درم داشت که یه سوراخ کوچیک روش بود من کلاس پنجم بودم و اون دوم، گاهی وقتها زنگهای تفریح میومدیم پشت اون در و ازون سوراخ... احوال همدیگرو میپرسدیم، خیلی روزای خوبی بود، خیلی، وقتی که زنگ آخرو میزدن، میرفتم در مدرسشون دستشو میگرفتمو با هم راهه تا خونه رو که کمی طولانی بود میومدیم تا برسیم به خونه...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 20:57  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من چطور ترانه مینویسم و یه کم اطلاعات از طرز فکرم

دو نفر با پست قبلی برچسب خودخواهو به من زدن! مام برش داشتیم چون سوء تفاوت شده بود! اصولاً این وصله ها به من نمیچسبه! البته آدم تا یه حدودی خودخواه باشه خیلی خوبه. الانم یه چیزی میگم بازم میگن خودخواهی. میدونید اینجانب توی زندگیم یه جمله دارم و اونم اینه: حقیقت اون چیزی نیست که تو بخوای، حقیقت اون چیزیه که برات پیش میاد! و من همیشه حقیقتو باور دارم، که کی هستم، چی هستم و کجا هستم، چیا دارم، چیو از دست دادم، چیو ندادم. رو همین حساب به دست آوردن یک چیز آنچنان خوشحالم نمیکنه، از دست دادنشم آنچنان ناراحتم نمیکه، حالا از دوست دختر گرفته یا یه شانس بزرگ کاری!


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 19:42  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یاده تو

باز یاده تو

منو خرابم میکنه

عطش دیدنه تو

تشنه ی آبم میکنه

 

کاشکی میشد ببینت

ستاره ی شبه سیام

میدونی لبخند تو

راس راسی

خامم میکنه

 

واسه چشمات چی بخونم

که واسم دنیایی داره

وقتی که تورو میبینم

تو وجودم عشق میزاره

 

حالا که هستمو نیستی

یادتو میدم به چشمام

اشکامو هدیه میاره

واسه یادت

واسه غمهام

 

بخونم از تو ترانه

بمیرم به هر بهانه

واسه تو ای نازنینم

میمیرم به یک اشاره

 

میگفتم عاشقی سخته

واسه قلبه، مثله سنگم

حالا من تو راهه عشقت

راس راسی دارم میلنگم

 

یاده تو شده خیالم

غیر تو من کیو دارم

دیدی که تنهام گذاشتی

حالا دیگه چیو دارم

 

بغضه تو، گلومو یاره

عشقه تو واسم محاله

بعده رفتنت دله من

دیگه دلخوشی نداره

2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 4:38  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گذری بر خوانندگان و آهنگهای، ترکی، فارسی، انگلیسی!

اجازه بدید طلسمو بشکنم و دست از سر شعر بردارم! خوب، حالا میرسیم به موسیقی، جدیدترین ویدئوی مصطفی سندلترکی، یونانی، فارسی، لاتین (اسپانیش) و انگلیسی

نکته ی مهم: دلیل علاقه ی من به یک خواننده، بدن یا

چهره ی زیباش نیست!

 

مورد علاقه ها با دلیل!

ترکی: تارکان، مصطفی سندل، گوخان اوزن، هاکان پکر

ابرو گوندش و ...

فارسی: شادمهر، افشین، منصور

لاتین: انریکه ایگلسیاس، ریکی مارتین

انگلیسی: انریکه، مارک آنتونی، کریستینا آگولئیرا، تارکان

 

خواننده های تاپ من: انریکه و تارکان

 

 

در ادامه، خبر یا توضیحاتی بخونید از: تارکان، ابرو، گوخان اوزن، مصطفی سندل (داغ داغ) ابرو گوندش، هاکان پکر، انریکه ایگلسیاس و ...

 

آدرس وبسایت 7 خوانندم در ادامه ملاحظه کنید.

 

این پست با ایمیل محبت آمیز خانوم وحیده ی دوست داشتنی آپ شد، که من و شما رو مورد لطف و محبت خودشون قرار دادن، ایمیلشونو در ادامه ببینید

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 23:31  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نگذر از من

نگذر از من

نگذر از دستای گرمم

بخدا مثله قدیم دوست دارم

 

دیدنه تو

شنیدنه تو

بودنه تو

خواستنه تو

نگو میشه رویایی واسم

 

دیدنه تو

شنیدنه تو

بودنه تو

خواستنه تو

نگو میشه یه خیالی واسم

بخدا قسم دوست دارم عزیزم

باهام بمون

 

نگذر از چشمای من

آخه دلت میاد؟

 

دله تو یه روزی عشقو میشناخت

حالا بگو، چی شدی تو

عشقه چشام

رنگه شب میشه دنیام

اگه بری

نوره شبام

عشقه چشام

 

بخدا قسم دیوونتم

باهام بمون عزیزم

 

نگو دیگه

چشمای من

خوابه تورو نمیبینه

نگو دلم

بی عشقه چشمات میمیره

عزیزم

 

دله تو یه روزی عشقو میشناخت

حالا بگو، چی شدی تو

عشقه چشام

رنگه شب میشه دنیام

اگه بری

نوره شبام

عشقه چشام

 

نگو دیگه

چشمای من

خوابه تورو نمیبینه

نگو دلم

بی عشقه چشمات میمیره

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:5  توسط B.O.S II  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin