چرا من، چرا من، چرااااااااا؟ چرا من باید کسیرو که دوست دارم از دست بدم؟ چرا خدایا مگه نمیگن بنده های خوبت بد نمیبینن؟ نکنه من اینقده واست خوبم که هی باید امتحانای سختتو پاس کنم؟ نه، نه ه ه ه، خدایا هر چی گفتی گفتم شکرت اما این یکیرو نیستم، نیستممممم، نمیتونم فراموشش کنم، نمیشه، به خودت قسم نمیشه! الان میدونی چیکار میکنم مست میکنم بد میشم از خودم در میرم، ببینم دست ازین امتحانات بر میداری!، پیشخدمتم که دختره، الان یه آبجو سفارش میدم حال کنی!
Me: a beer please
Maid: ok
Maid: here you are
Me: thanks
چیه؟ تعجب میکنی، عصبانی شدی؟ چی میگی! چیه باز! خدایا از دست تو، بابا من میخوام اینو بخورم میخوام بد باشم گیر نده دیگه! شیطون داره گولم میزنه؟ شیطون کیلو چنده، خودم شیطون میشم، فکر میکنی اینکاره نیستم؟ الان مخ اون دخترم میزنم تا عصبانیتت کامل بشه
Me: (with symbols) just a moment!
Maid: yes!
Me: can I ask a question
Maid: of course
Me: do you have boyfriend?
Maid: y… no right now!
Me: ok, that's good! Can I give u my number...? Till know together more... in the future
Maid: certainly!
Me: ok that is… call me, make me happy
Maid: sure, at this instant babye, see you soon
Me: me too, bye, of course now! Nice to see you
Mail: (Smile)
حال کردی الان اینو میخورم، مست میشم میزنم تو اون دنیا هم تو منو فراموش کنی هم من اونو! فکر کردی! با اون دخترم میپرم اصلاً هر کاری میکنم! چی میگی! یه لیوانو یه نفس رفتم بالا! نمیدونم هرچی بیشتر میگذشت بیشتر نمیدونم بگم گیج، سر مست، یه حالت شبیه خوشی بهم دست میداد، انگار تو این دنیا یه لُرد بودم. نه غمه عشقی نه فکری تو یه فاز دیگه! خدام دیگه وجدانمو بیدار نمیکرد! چقدر فاز میداد وای، پا شدم که برم پول زهر ماری رو حساب کنم، جیبم کجاست؟ کیفم کو، آخخخخخخخخخخ، چی شد، چرا من افتادم؟ دستم تو این کشو چیکار میکنه؟ من کجام؟....................... اه چرا از رو تختم افتادم؟ این دستم چرا تو این کشوئه؟ خواب میدیدم انگار، خوابم چییی بود؟ اه اه دیر شد برم نمازمو بخونم خوب شد بیدار شدم و الا قضا میشد.
نکته: این مطلب برای وبلاگ قبلیه، آدم با خوردن یه آبجو رسماً کافر نمیشه و صرف نماز خوندنم نشونه ی ایمان نیست، این دو خصوصیت یا دو کلمه دستمایه ی طرح و تضاد و کلاً نوشتن این داستان بود.
قسمتی از این آهنگ ترکی رو با صدای مصطفی سندل یکی از خواننده های محبوب خودم برای شنیدن تو وبلاگ گذاشتم، من اینقدر توقعم از ترانه و آهنگ زیاده که مطمئناً چون من خوشم اومده شمام خوشتون میاد، مگه اینکه از ترکی متنفر باشید، خوب موسیقی ترکی و یونانی دو موسیقیه پخته ی شرقین که با ترکیب سازهای سنتی خودشون مدرن میخونن و دلنشین و متاسفانه با مدیریت غلط مسئولین ایران در مورد موسیقی، از موسیقی ایرانی که مادر هر دو موسیقی بود جلو زدن، من آرزو داشتم یه آلبوم ایرانیه مدرن رو با ترکیب سازهای سنتی می شنیدم چیزی که کریستینا آگولئیرا تو آلبوم آخرش با آهنگ بازی عشق با ساز تار ایرانی انجام داد! منصور با آلبوم زندگی و دیوونه داشت منو به این آرزو نزدیک می کرد که سبکشو عوض کرد، بگذریم، این ترانه از مصطفی سندل چند ریمیکس ازش ساخته شده که اوریانتال ریمیکسشو من دوست دارم و هر بار تو این دو یا سه سال میشنومش بهم آرامش و یه نشاط خاص میده، یه آرامش و نشاط خاص که فقط موسیقی شرقی قدرته القاشو به وجود و حواس آدم داره، در مورد این ترانه که بگم من از ترکی اطلاعاتم خیلی کمه اما لُپ کلام ترانه رو میفهمم اینه که، قلبه من صبور باش که عشق عصیانگره، (صابور سیز کالبیم بیرتک عاشکنا عیصیانکار) بقیه در ادامه ی مطلب.
کلید واژه ها: تارکان، مصطفی سندل، هاکان پکر، سردار اورتاچ، شهرام کاشانی، افشین، منصور، هنگامه، موسقیه ترکی، موسیقیه یونانی، بنیامین و ...
دله تو سنگی، دله من رنگی
دله تو با من جور نمیشه
میگی به من دوسم داری
میخوای که باورم بشه
آب نمیشه چرا دلت
با قطره های عشقه من
یکدفه با داسی عزیز
این دلو از جاشون بکن
خبر داری اشکه منو
وقتی دلت بارونی بود
خبر داری شعراییو
که دلم واسه تو سرود
قدر میدونستی یه ذرشو
با من یه نقطه خوب می بودی
اون موقع باورم می شد
ارزنی عاشقم بودی
اینم ترانه ای جدید از من جبرانه نبوده این چند وقتم، خوندمش و تو وبلاگ پخش خواهد شد، اسپیکرتون خاموش نباشه! و نظر بدید، هرکی خوشش اومد بگه لینکه با کیفیتشو بزارم، صدای من تو این کار از نظر وضوح از شرمت نیومد و نازنین بهتره، اما میکروفن خوب نیست و یک مقدار هوا داره باید یکی دیگه بخرم و هنوز منو راضی نمیکنه، تا روزی که توی استودیو صدامو ضبط کنم و اون موقع نظر بدم، راستی خودمونیم صدای من خیلی غم داره ها! در کل من واسه هر ترانه یه ملودی تو ذهنم میسازم، و روی اون ملودی که تو مغزمه ترانرو میخونم، و وقت گوش دادن، شما یه ریتمه خاصیو که همون ملودی باشه رو با شنیدنه صدای خام من درک خواهید کرد (دقت کردید) آرزوی من به دنیا آوردن اون ملودیها با یاد گرفتن آهنگ سازیه، توی دنیا فقط این آرزومه! خیلی حرف واسه گفتم دارم، اینقدر پست نوشتم و تلبار شده که نتونستم چاپشون کنم!!! بگذریم من از همه ی شما و نظراتتون صمیمانه تشکر میکنم، مخصوصاً از پرستو که خیلی به من ابراز محبت کرده بود تو پست پیشین! بچه ها این شخصیت مجازیه، حوصله توضیح ندارم، فقط بدونید یکی بنام علیرضا = پرستو + مهتاب + امیر علی و رامتین کچله! فردا یا پس فردا منتظر یه پست داغ باشید.
امروز سه شنبه، بابا من روز شنبه که اینو نوشتم، هی گیج بازی در آوردم، تو یه وبلاگ جای ۵ میلیارد نوشتم ۵۰۰ میلیارد! اینجام آهنگو آپلود کردم، اما Share رش نکردم و فقط خودم میتونستم بشنومش، الان حل شد!
من از 79 به اینور تو نت پلاس بودم، وبلاگ زیاد ساختم و نوشتم، الان بجز این 4 وبلاگ دیگه رو به صورت فعال دارم، 5، 6 وبلاگ تعطیل شده و 5 وبلاگه در دست احداث! اینجا رو امکان داره ببندم، حالا دلایلش رو توضیح میدم بعداً، میدونید، من از 80 تا 83 خیلی چت می کردم، اما الان سه ساله تقریباً 4 یا 5 بار تو روم رفتم! و به اندازه ی انگشتای دستم با آدمای مختلف چت کردم، و با دو سه نفر گهگاهی چت می کنم، می دونید من سال 82 یا 83 شروع کردم به یادگیری حملات فیشینگ، ایدش به نظرم مسخره بود اینکه یه پیج که عرف بود شبیه یاهو بسازی و یه میل به اون شخص مورد نظر بدی و بگی مشکلی پیش اومده دوباره پسوردتون رو وارد کنید، بعد لینک کنید به اون صفحه ی جعلی و وقتی یوزر و پس رو وارد می کردن، اطلاعاتشون برات میل می شد، ساختش راحت بود فقط یه فورم میل میخواست اونم با کمک گرفتن از امکانات سایتی که فورم میل در اختیارت میگذاره قضیه حل می شد و زحمت زیادی نمی کشیدی، اینو اجرا کردم و به صورت دسته جمعی برای حدود چهارده نفر فرستادم، و حدود 7، 8 تاشون، گول خوردن یا به عبارتی هک شدن، می دونین، یه احساس متفاوت به آدم دست میده وقتی میل یکی میتونی ببینی، میدونید این ایده ی یاهو واسم بچه گانه بود و به خودم گفتم یه کاره نویی انجام بدم، از اونجایی که میخواستم پسر داییم که عاشق سیاوش قمیشیه توی لیست قربانیام باشه تا سر از کارش درآرم یه ایده به سرم اومد... بقیه در ادامه ی مطلب
کلید واژه ها: حملات فیشینگ، فیک پیج، هک پسوورد در یاهو، Phishing, Yahoo ID Hack